ده راهکار برای جذب انرژی مثبت از جیم ران
1- روز خود را با دعا، نیایش و شکرگذاری شروع کن
2- همان طور با دیگران رفتار کن که دلت می خواهد با تو رفتار شود
3- در هر وضعیتی سعی کن بیشتر جنبه های مثبت را ببینی و بر روی آنها تمرکز کنی
4- از کنترل کردن همه چیز دست بردار
5- زندگی پر از صلح و صفا را تجسم کن
6- نگران آینده نباش، تنها برنامه ریزی کن و به خدا توکل کن
7- از دلخوری دست بردار
8- اوقاتی را در طبیعت سپری کن
9- در مقابل دیگران جبهه نگیر
10- آرامش را در وجودت احساس کن
چرا نمی توانیم با هم کار کنیم ؟
رضا بژکول پژوهشگر اجتماعی
سالهاست که تلاش می کنیم تا به توسعه برسیم ،اما نمی توانیم آن را در خود و محیط اجتماعی خود حل کنیم . 150 سال است که ما همچنان دور خود می چرخیم و در حسرت توسعه مانده ایم .
در این امر تنها بیگانگان نیستند که مانعی در رسیدن به فرایندهای دور توسعه از گذشته دور بودند، بلکه بخش اعظم این عقب ماندگی ها خود ما هستیم . اگر ریشه مشکلات قبل از انقلاب را به دیگران نسبت دهیم ،مشکلات بعد از انقلاب را چگونه باید علت یابی کنیم ؟ این که نمی توانیم سیستمی بنا کنیم و مشکلات ما همچنان پابرجاست ،علت یابی را چگونه باید طراحی کیم ؟
ایا مساله در افکار و گرایش ها و تفکرهای ماست یا اینکه ما ایرانی ها نمی توانیم با هم کار کنیم ،هماهنگ باشیم ،یکدیگر را قبول کنیم ،به هم احترام بگذاریم ،تفاوت های یکدیگر را بپذیریم ،وظایف و سهم کاری خودمان را ایفا کنیم ،یکدیگر را تضعیف نکنیم ،از هم حمایت کنیم ،به بهتر از خودمان افتخار کنیم،نه آن که او را تخریب کنیم ،به هم گوش نمی دهیم،تلقی صحیحی از اجتماع ،جامعه و جمع نداریم،جوپذیر هستیم،به راحتی تغییر روش و مرام می دهیم،سریع عکس العمل نشان می دهیم ،به کسی که در باند خودمان است،بسیار ارج می نهیم ،ولی حق شهروندی افراد پیاده در خیابان ها را به راحتی نادیده می گیریم ،به ملایم ترین نقدها ،عکس العمل های کهکشانی نشان می دهیم ،در تحریف کردن های بی جا ،هنرمند ترن افراد هستیم ،مسایل فراوانی را کتمان می کنیم ،از قبول واقعیت ،شانه خالی می کنیم ،موفقیت افراد را نادیده می گیریم،خیلی زود عصبانی می شویم ،خویشتن داری ما ضعیف است .در دوستی ،ارتباط و کار ،همه چیز را یک طرفه می خواهیم و سهم خود را به خاطر تنبلی و بی توجهی به دیگران ایفا نمی کنیم ،در خود انتقادی ،بسیار ضعیف هستیم،سخن خود را دائما تغییر می دهیم.دمدمی مزاج هستیم ،خیلی حرف می زنیم و خیلی کم فکر می کنیم ،بسیار با هوش،ولی در عین حال کم تدبیر هستیم،قبلا عواقب حرف هایی را که می زنیم و کارهایی را که می کنیم ،نمی سنجیم،خود را بیش از اندازه مهم می دانیم و چندین برابر آن چه هستیم نشان می دهیم ،در قضاوت نسبت به انسان های دیگر و پدیده ها منصف نیستیم،یا زیاد می گوییم یا کم می کنیم،حوصله نداریم برای جواب گرفتن در یک کاری ،ده سال و شاید پانزده سال صبر کنیم ،عموما بیرون از خودمان را سرزنش می کنیم ،علی رغم ادعاهای عرفانی و معنوی ،عجیب به مال و سمت و مقام و موقعیت و دنیا علاقه مندیم و همه چیز را با هم می خواهیم....
ایا این خلقیات و روحیات ،مسایل فکری هستند یا شخصیتی و تربیتی ؟ایا این خلقیات مانع توسعه سیاسی و اقتصادی است یا تقابل گفتمان ها؟ هر چند هر یک از این موارد در افراد مختلف به نسبت های گوناگون وجود دارد ،ولی این خصایص نسبتا عمومی است و مهم تر اینکه قدیمی است پس باید کار کرد و از خود شروع کنیم تا جامعه ما را بسازیم بدون تغییر از درون تغییر در برون امکان پذیر نیست .
اگر ایران توسعه یافته و گذار به سوی توسعه را می خواهیم از خود و خانه خود شروع کنیم و آن را در محیط اجتماعی نضج دهیم ، در غیر اینصورت همچنان باید در حسرت توسعه بمانیم و در جا بزنیم .(این متن بر گرفته شده از کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران ، دکتر سریع القلم است )
به امید آن روز
✅ ده کار روزمره که شما را هدفمند می کند
✍رضا بژکول پژوهشگر
اول : اول صبح سپاسگزاری و مسواک زدن
دوم : حفظ کردن یک یا دو بیت شعر در روز
سوم: حفظ کردن 10 واژه زبان انگلیسی
چهارم: 10 صفحه خواندن کتاب مورد علاقه
پنجم : 40 دقیقه پیاده روی و گاه درست نفس کشیدن
ششم : 30 دقیقه خواب قیلوله
هفتم: نوشتن یک صفحه از خاطرات گذشته
هشتم : جملات کوتاه و تاثیر گذار از خود نوشتن
نهم : حل جدول روزانه
دهم : ده دقیقه فکر کردن روزانه
انوقت خواهید دید که چگونه راه تازه ای باز و زندگی زیبایی خلق خواهد شد .
کافی است امتحان کنید
⛔️30 عادت ناپسند اجتماعی:
منبع :کانال توانمندی
1. خیره شدن به دیگران بخصوص زمان صرف غذا
2. با دهانپر حرف زدن
3. قطع کردن حرف دیگران
4. اظهار برتری و دانایی کردن در جمع
5. بلند حرف زدن
6. خیلی محکم یا شل دست دادن
7. پرخوری در میهمانی ها
8. سرک کشیدن توی موبایل دیگران
9. پچ پچ کردن و در گوشی صحبت کردن در حضور دیگران
10. پرت کردن اشیاء به سمت کسی که از ما چیزی را خواسته
11. باد کردن یا صدا در آوردن با آدامس
12. استفاده زیاد از تلفن همراه در مهمانی ها
13. تعریف دادن از وسایل منزل و چیزهایی که تازه خریدیم در حضور دیگران
14. توهین یا کنایه و طعنه زدن به دیگران
15. خلال دندان، تمیز کردن بینی حتی با دستمال و شانهکردنمو در حضور دیگران
16. مخالفت با عقاید و باورهای دیگران در حضور جمع
17. زرنگی کردن در نوبت گرفتن (نانوایی, شهربازی, رستوران و...)
18. ریختن آشغال روی زمین
19. پوشیدن لباس نامتناسب با مراسم و مناسبتها
20. خندیدن به خطاها، آسیب دیدن یا مشکل دیگران
21. به کار بردن کلمات زشت در هنگام سخن گفتن
22. گوش ندادن به سخنان مخاطب
23. بیان مشکلات خانوادگی (با فرزند یا همسر یا...) در جمع
24. کشیدن سیگار در جمع
25. سکوت و کم حرفی غیر عادی یاعبوس بودن در جمع
26. مسخره کردن لهجه ها یا شوخی های تحقیر آمیز جنسیتی
27. افراط و تفریط در سلام و احوالپرسی
28. بدگویی از دیگران
29. فضولی کردن بخصوص در مورد درآمد و شغل افراد
30. بی توجهی به وقت و برنامه دیگران
irranews@
کودک و توسعه
رضا بژکول
روزنامه شرق 96/4/22
گریزی به یک یاداشت
http://www.sharghdaily.ir/Images/Logo.png
نمیتوانید به کودکی بیاموزید که از خود مواظبت کند، مگر آنکه او را آزاد بگذارید تا برای مواظبت از خود بکوشد، ممکن است اشتباه کند؛ ولی دانایی او از میان همین اشتباهات سرچشمه میگیرد (ویچر).
کشورهای توسعهیافته برای رشد و پیشرفت در جهان توسعهیافته به پرورش کودکان در پایههای ابتدایی و آموزش در بزرگسالی اهمیتی خاص قائل هستند. دولتمردان در کشورهای توسعهیافته از تولید ناخالص ملی خود میزنند و برای سرمایهگذاری در نظام آموزشی هزینه میکنند تا با تمرکز به پایههای تحصیلی کودکان و پرورش آنان، آینده بهتری را رقم بزنند. کشور ما یک قرن در حال سعی و خطا است تا با سرمایهگذاری از مکتبخانههای قدیم به آموزشوپرورش این امر را تسری بخشد، شاید که توسعه پیدا کند؛ اما شواهد نشان میدهد که ما همچنان در این زمینه عقب ماندهایم.
غربیها 70 سال پیش با سرمایهگذاری برای رشد عینی و ذهنی کودکان در پایههای تحصیلی گام برداشتند و امروز به نتایج بزرگی دست یافتهاند. آنان بهدرستی پی بردند که کارخانه توسعه در کشور از خانه و مدارس ابتدایی شروع میشود و به کارخانهها و محیط اجتماعی نضج پیدا میکند. غربیها نشان دادند برای اینکه توسعه پیدا کنند، باید برای کودکان زیر 10 سال برنامهریزی و سرمایهگذاری کنند، آنها دریافتند که حساسترین دوره پرورش فرزندان در دوره کودکی است. کارخانه توسعه در همه کشورهای پیشرفته از خانه تا مدرسه و یادگیری جمعی متمرکز است؛ تاجاییکه این الگو به کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن، کره و سنگاپور نیز تسری پیدا کرد تا آنان بهتر و پربارتر آن را عملی و نهادینه کنند.
غربیها پی بردند که باید دانش ضمنی کودکان را بالا ببرند، دانش ضمنیای که توانایی بچهها را دربرگیرد و درون آنها موجی از عشق و خلاقیت ایجاد کند. پذیرفتند که راه هدایت کودکان، پرورش عملی و دادن آزادی انتخاب در کودکی و بالابردن توانایی آنان در امر پرسشگری و نقدپذیری است.
از طرفی دریافتند که مسئول تعلیم کودکان در ابتدا مادر و پدر هستند و سپس خانه و دبستان، مرکز انسانپروری. در خانه است که کودک یاد میگیرد چگونه گفتوگو کند، تفکر بلندمدت داشته باشد و نقدپذیر باشد؛ اینها را کودک در خانه با مادر و پدر تمرین میکند تا با ورود به مدرسه آنها را نهادینه کند. طبق گفته کارشناسان آموزشی، برای کودکان سه درس، بیش از هر درسی در ایجاد خرد جمعی و گروهی تأثیرگذار است؛ کاردستی، نقاشی و ورزش.
در کلاس نقاشی و با یکرنگشدن همه ابزارهای نقاشی توانمندی کودک رشد میکند، کودک سرمایهگذاری مشترک را یاد میگیرد، مدیریت را میآموزد، همکاری و همفکری را در کنار همکلاسیها آموزش میبیند، گفتوگو را تمرین میکند، تفاهم را میآموزد، تقسیم کار را یاد میگیرد، سلسلهمراتب را تجربه میکند، صبر در همکاری و ریسکپذیری را یاد میگیرد؛ اینها را فقط در یک کلاس نقاشی میآموزد.
هر کسی مسئول است از خلاقیت ذهنی خود برای نقاشی دستهجمعی بهره میگیرد، نه اینکه بهتنهایی و با وسایل فردی جدای از دیگران نقاشی را بیاموزد. همین عوامل و عاملهای دیگر به آنان میآموزد که خرد جمعی، تصمیمهای جمعی، تفاهم و انتخابهای جمعی را ابتدا در خود حلاجی کنند و سپس در جامعه و محیط کاری آن را بارور کنند.
آنگاه همین کودکان خلاق و خرداندیش در فرایند زمان، توسعه کشورشان را شتاب بیشتری میبخشند. مسئولان ما نیز میتوانند با دادن بخش اعظمی از درآمد ناخالص ملی، آموزشوپرورش و تربیت مربیان بزرگ برای کودکان آیندهساز کشور را دریابند، پایههای فکری آنها را در مطالعه و کارهای جمعی از لحاظ روحی آماده کنند تا با عشق و خلاقیت ذهنی، بهترزیستن را در کنار همدیگر و ساختن ایران فردا را در خرد جمعی متحول کنند.
هرکدام از مسئولان و ما، باید کانون تحول کودکان جامعه باشیم، چه با قلم و چه با قدم.دریغکردن از سرمایهگذاری دولتمردان کشور در نظام آموزشی و سهلانگاری در پرورش درست کودکان جامعه، یعنی ازدستدادن فرصتهای طلایی برای نسلهای بعدی. کوتاهی در پرورش درست کودکان چه از ناحیه پدر یا مادر و چه نظام آموزشی و معلمان پرورشی، ما را در فرایند توسعه محروم و محرومتر خواهد کرد.
http://sharghdaily.ir/?News_Id=135935