✅ درآمد ریالی؛ هزینه دلاری!
✍رضا بژکول روزنامه نگار
سرمقاله : روزنامه مردم سالاری
(98/6/5)
طی سالها و بخصوص ماههای اخیر، زندگی مردم ایران به جای ثبات اقتصادی و آرامش زندگی، نه تنها تغییر آنچنانی نکرده، بلکه به هر دلیلی، دشوارتر هم شده است. طی سالهای گذشته، زندگی روزمره ما شده چرتکه انداختن با حقوقهای ریالی، اما خرج دلاری به دلیل بیثباتی اقتصادی! برای اینکه ببینیم چرا خرج زندگی ما دلاری است، نیازمند مثالهای عینی هستیم.
با محاسبات دلاری بالای 11 هزار تومانی فعلی، میشود حساب و کتاب کرد چرا نرخ اجناس کهکشانی است، اگرچه نرخ دلار به تبادلات و تحولات در حوزههای مختلف از جمله سیاست و اقتصاد بستگی دارد. به نظر میرسد کالاهای اساسی مردم بیشتر از دلار دوازده هزار تومانی گران شده و ما نیز در همان سطح برآورد میکنیم تا بهتر بتوانیم به شرایط اقتصادی این روزهای کشور خود دست پیدا کنیم و ببینیم حال و اوضاع اقتصادی با درآمد نفتی یا غیرنفتی چگونه است!
محاسبه کالاهای اساسی در نظر گرفته شده برای یک تا دو روز برآورد شده که باید بتوان یک ماه محاسبه کرد، آن وقت دید حال و اوضاع ما چگونه است!
گوشت کیلویی 120 هزار تومان = 8 دلار
مرغ کیلویی 15 هزارتومان = 1 دلار
تخم مرغ شانهای 13 هزار تومان = 1 دلار
پیاز و سیب زمینی کیلویی 10 هزار تومان = نزدیک به 1 دلار
برنج کیلویی 22 هزار تومان = 5/1 دلار
چای کیلویی 50 هزار تومان = 4 دلار
مایع دستشویی و ظرفشویی 10 هزارتومان = 1دلار
قند و شکر 12 هزارتومان = 1دلار
شیر و ماست 10 هزار تومان =1 دلار
نان میانگین 2 هزارتومان برای یک خانواده چهار نفره با یک وعده 10 هزارتومان = 1 دلار
با همه حداقلهای درنظر گرفته شده، بیست دلار برای فقط بعضی کالاهای اساسی، آن هم یک تا سه روز محاسبه شده است !
از اقلام ضروری مورد نیاز دیگر مانند لوبیا، عدس، پنیر، البسه و میوهها و... میگذریم چون ما را تشویق کردهاند یا نخرید یا اشکنه بخورید!
حال بیاییم مبالغ اعلامی و فرضی را مقایسه کنیم با حقوق کارگران و بازنشستگان که بخش اعظم جمعیت کشور ما را تشکیل میدهند.
براساس آمار داده شده توسط وزارت کار امسال حقوق کارگران (با افزایش 36 درصدی) به دو میلیون تومان رسید! قدر مسلم این مبلغ برای اکثریت کارگران یکنواخت خواهد بود. طبق دادههای آماری، نزدیک به 11 میلیون نفر کارگر داریم که اگر میانگین اعضای خانواده هر کارگر را چهار نفر در نظر بگیریم، یعنی 44 میلیون نفر.
بازنشستگان نیز شرایط مشابهی دارند. بر اساس آنچه که یکی از مدیران سازمان بازنشستگی گفته 95 درصد بازنشستگان، حداقل دریافتی آنها یک میلیون تا یک میلیون و دویست هزار تومان است که با افزایش سال 98 در بهترین حالت ممکن، به دو میلیون تا دو میلیون و نیم میرسد!
براساس دادهها، نزدیک به شش میلیون بازنشسته داریم که اگر میانگین جمعیت آنها را باز چهار نفر در نظر بگیریم میشود 24 میلیون نفر.
اگر بخواهیم رقمهای بالا را با حقوق بازنشستگان محاسبه کنیم تنها برای یک زوج سن و سال گذشته دونفره که صاحب مسکن باشد و بدهی بانکی و غیر بانکی نداشته باشد و فرزند هم نداشته باشد شاید تا اندازهای جواب دهد!
اما آنهایی که خانه دارند یا مستاجرند، دانشجو هم دارند و احتمالا بخشی از آنها فرزندانی دارند که بیکارند یا پا به ازدواج گذاشتهاند آیا میتوانند با حقوقهای حداقلی گفته شده در بالا زندگی کنند و اموراتشان را بگذرانند!؟
کارگران زحمتکش را در نظر بگیرید، اگر مستاجر باشد و فرزند دانش آموز یا دانشجو هم داشته باشد و با شرایط موجود بخواهد با همان درآمد دو میلیونی یا به فرض سه میلیونی زندگی کند به کجای زندگی کارگران میرسد تا روز یا ماه خود را بدون استرس سپری کند؟!
مسئولان بزرگوار؛ شما خودتان را جای این دو قشر ضعیف جامعه بگذارید، قشری که بیشترین آمار جمعیتی را در خود جا داده است. آیا میتوان با حقوقهای داده شده زندگی کرد؟ آن هم در شرایطی که یکی پیر و بازنشسته با نداشتن شغل دوم و دیگری جوان اما با حداقل زندگی! یکی میتواند کار کند یک شیفت و شاید هم دو شیفت برای گذران زندگی سخت و روزمره و آن دیگری نای نفس کشیدن ندارد و در مانده؛ آن هم با هزینههای سنگین!
این همه مشکلات اقتصادی را کجای دلمان بگذاریم؟ اکثریتی سختی را تحمل میکنند و به گذران روزمرگی مشغولند و اقلیتی میتازند با درآمد بیشتر و زندگی مرفهتر.
دولت محترم تدبیر و امید، قرار بود چرخ اقتصادی بچرخد و مردم برای یک زندگی آبرومندانه و حداقلی زیست کنند نه اینکه هشت آنها در گرو نهاشان باشد. مشکل کجاست؟ دشمنان هستند یا سوء مدیریت؟
ای کاش میشد برای یکبار هم شده مسئولان خود رادر شرایط اکثریت مردم ایران قرار میدادند و با دردشان میساختند و آشنا میشدند و میدیدند که مردم چگونه صورتشان را سرخ نگه میدارند تا در کنار بچههای خود شرمنده نباشند.
اقایان مسئول ، به عنوان دومین کشور دارای ذخایر نفت و گاز در جهان، با منابع عظیم طبیعی چرا شرایط مالی و اقتصادی ما باید این باشد؟ اگر بخواهید تحریمها را وسیله توجیه خود قرار دهید که ما در شرایط جنگ اقتصادی یا تحریم هستیم، باید گفت ما طی چهل سال گذشته با فرازو نشیبهای مختلف، در تحریم ظالمانه قدرتها بودیم اما دوران طلایی هم داشتیم که نفت را به قیمت 100 تا 120 دلار فروختیم ولی باز در حداقلهای زندگی و رفاهی مشکل داشتیم. چرا؟
پاسخ به این سئوال و آسیبشناسی آن میتواند راه برون رفت از سوءمدیریتها را در فرایند زمان، گذشته، حال و آینده هموارتر کند.
irranews@
✅ سی ویژگی که عموماً از تحولاتِ ۴۵ سال اخیرآموخته ایم
✍دکتر سریع القلم
مشاجره چیست ؟ ویژگی های آن چیست ؟
رضا بژکول پژوهشگر و روزنامه نگار
در فرهنگ معین مشاجره را به گفتگوی همراه با پرخاش و ستیز ، معنی کرده است .
مشاجره مبتنی است بر پیش فرض ها ، پیش داوری ها ، بر روی موضوعاتی که گوینده یا نویسنده ، نگاه خود را به حق ، و دیگری را بر خطا می بیند !
در مشاجره هر یک از طرفین سعی می کند به دیگری اثبات کند که نظرش کامل و طرف مقابل نظرش باطل است تا از این طریق بر او غلبه کند .
اساسا مشاجره بر اساس مخالفت ، و ستیزه جویی از پیش تعیین شده طراحی می شود .
به نظر می رسد در مشاجره ها نگاه فرد خردمندانه نیست ، بلکه احساسی و تخریبی است .
در مشاجره استفاده از کلمات ادیبانه نیست. اگر چه به آن ظاهری ادبی می زنند !
در مشاجره ، گفتارها یا نوشتارها سطحی است ، عمقی ، یا عقلایی نیست !
در مشاجره حمایت ها و یا لایک زدن ها نیز بدون آگاهی و تنها بر اساس مخالفت با طرف مورد نظر است .
در مشاجره ، عقلانیت معنی ندارد هر چه هست ادبیات کوچه و بازاری برای رسیدن به اهداف تک گویی و البته فریب فردی است .
برای اینکه بیشتر با نوع مشاجره آشنا شویم بخشی از ویژگی های آن را بیان می کنم ، باشد که درس گیریم و خود را برتر و دیگری را کمتر نبینیم و بدانیم که آگاهی همه ما نسبی است ، و آگاهی دریچه ای برای تبادل و جذب مخاطب های گروهی است ، نه جنگ و دعوا برای مسلط شدن در گفتگو های فردی یا عمومی .
۱- تحمیل افکار خود به دیگری به هر طریق ، متنی یا گفتاری !
۲- هر چه دیگری بگوئید خطاست، آنچه خود گفته است کلامی نهایی است! (در واقع طرف اول به جای استدلال ، به باطل جلوه دادن نظر طرف مقابل دست می زند!)
۳- در این شیوه از مشاجره ، از شنیدن تا خواندن ، طرف سعی می کند گفته یا متن دیگری را چند پاره یا تکه تکه کند! سپس توجه خود را فقط به بخش های معطوف می کند که بتواند طرف مقابل را غلبه یا او را مستأصل کند !
۴- در مشاجره ، سنجش یا تغییرات نه برای درک و جستن واقعیت است ، بلکه برای توجیه پیش فرض ها و پیش داورهای های مورد نظر خود است .
۵- در مشاجره شرایط برنده و بازنده حکمفرماست، یعنی تحمیل نگاه خود به دیگری ، اگر نپذیرفت نادان ،خودخواه و خودفریب است ! اما اگر پذیرفت آگاه ، شایسته و تاثیر پذیر است !
۶- بهترین وسیله در مشاجره ، خشونت است ، چه نوع فیزیکی و یا کلامی ، آن هم با استفاده از واژ های کوچه بازاری ، غوغاسالاری ، هوچیگرانه و برچسب های ناروا همراه با طعنه و کنایه!!!
۷- در مشاجره تمام تلاش این است که طرف مقابل تضعیف ، تخریب و به سکوت کشیده شود . تا شکست طرف مقابل و پیروزی او قلمداد گرد!!
۸- در مشاجره سئوال های پی در پی دو معنی دارد! بهم ریختن نظم و تمرکز فکری طرف مقابل و به سکوت کشاندن آن !! دوم پوشش نادانی خود ، از طریق منحرف کردن جریان گفتگو و ادامه مشاجره با دیگری است !!
۹- از ویژگی های منحصر به فرد مشاجره تک گویی یا اندیشیدن به تنهایی است ! به نقاط مشترک کاری ندارد ! بیشتر به فکر تداوم بخشی و مخالفت با افکار طرف مقابل است ! تا ادامه دادن گفتگوی تعاملی و یا ریشه ای !!!
۱۰- در مشاجره حقیقتی کشف نمی شود !تغییری انجام نمی شود ! بلکه هر یک از طرفین اصرار بر مواضع خود هستند. زیرا عقب نشینی و پذیرش نظر دیگران ، نوعی شکست یا وادادگی است !
امید آنکه شرایطی در رسانه های جمعی فراهم شود که با حضور کارشناسان خبره و مستقل و گفتگوی های درست و واقع گرایانه ، هر یک از ما یاد بگیریم آنچه ما می گوییم حقیقت محض نیست! و آنچه دیگری می گویید باطل کامل نیست !
بلکه آگاهی فردی هر کس نسبی است ،تا با درک همدیگر و گفتگوی بهتر ، با پذیرش تکثر و گفتگوی تعامل گونه ، تسریع بخش همدلی و همفکری در تبادل نگاه ها ، علیرغم تضادهای فکری و تکثر اندیشه ها باشیم .
به امید ان روز
بخشی از متن فوق ، اقتباس شده از کتاب شوق گفت و گو ، اثر حسن قاضی مرادی است irranews@